|
هیچ ماشینی نایستاد. رهاشده را، به جای دانه اشتباه گرفته باشد. دعوا گر فتند.
چهچه زدن ، پیف پیف می کرد. وجود آمده اند.
سرش گذشته است . بگذارد. دریا می دوید.
گوشم یخ می زند. می زد. هم نمی برٌد. را شیرین می دید.
تلویزیونم را تماشا می کنم. سوختگی روی زبانش پیدا بود. توی سیمش به عقب بر می گردد.
سرش نمی رفت . توی فریزر گذاشتم . کنند. حکم صادر کرد.
به تیر اصابت کرد. رشته ی عمرش را جوید.
را طولانی تر می کنم. تشنگی نمیرد. خمید. می شوند.
می نشینم. بنویسم ، کاغذم آتش می گیرد.
روده درازی بلبل بود. نمی شدم.
بهشان آبمیوه می دهم. که روحش پرواز کرده بود. از خانه بیرون بیاید.
مواظب شان هستم. می شد.
می کرد.
می رفت رود خانه بوجود می آمد. نمی داد. الکل داشت !
"راست است".
|
About![]()
حکیم آق دایی فرمود Archivesدی 1388آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 Links
آپلود عکس
یک شعر سپید (نه طنز |